دانیالدانیال، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

رویای کودکی

تعطیلات میان هفته

دانیال عزیز من خواست امروز خونه مامان جونش بمونه و صبح عین فرشته ها خوابیده بود منم بوسیدمش گفت بییم باغ . میخواد با مامان جون و باباجون بره باغ گل مامان خوش بگذره بهت نازکم. ممنونم که با ما صبوری می کنی توی مسیرهای طولانی از خونه به مهد و سرکار و بقیه جاها اعتراض نمی کنی   راستی جمعه هم که مهمون داشتیم تو مثل همیشه بی نظیر و اقا بودی ممنونم گلم هزارتا بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس برای گل پسرم
12 تير 1391

سلمونی پسر من

دیروز دانیال با عموش رفت سلمونی وای خدا عین شازده کوچولو شده پسرم از عمویی هم تشکر می کنیم که دانیال را بردن سلمونی تازه خیلی هم توی سلمونی مثل آقا ها نشسته که اقای ارایشگر موهاشو کوتاه کردن تلاش می کنم زودی عکسشو بذارم ببینین     بوس برای دانیال زیبای من ...
31 خرداد 1391

یه خبر

سلام صبح بخیر گل پسر ما بعد ازبیماری در هفته گذشته امروز رفته مهد کودک .(گل مامان همیشه سلامت باشی) و اما خبر توی این یک هفته که خونه نبودیم نمی دونم این یاکریم دلش گرفته بوده که روی تخم هاش ننشسته بوده و بابا فریدی گفت تخم ها دیگه سرد شدن و اون هم رفته و نمی یاد 2روز صبر کردیم اما نیومد و دانیال هم تخم ها را برای یادگاری نگه داشت . عکسش را فردا میارم ببینین با احترام توی یه ظرف گذاشته.  
27 خرداد 1391

به فرزندم درس بدهید

به فرزندم درس بدهید   نامه‌ای به آموزگار فرزندم آموزگار ارجمند ،  فرزندم کودک کم سال خوبی‌ست. اوباید بداند که همه مردم عادل و صادق نیستند . اما به او بیاموزید که به ازای هرشیاد، انسان‌های صدیق هم وجود دارند . در ازای هر سیاستمدار خودخواه ، رهبری هم وجود دارد . به او بیاموزید که در ازای هر دشمن ، دوستی نیز هست . می‌دانم که وقت می‌گیرد . اما به او بیاموزید اگر بازحمت خویش ، یک تومان کاسبی نماید ، بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج تومان پیداکند . به اوبیاموزید ، از باختن ، پند بگیرد و از پیروزشدن لذت . او را از غبطه خوردن برحذر دارید  نقش و تاثی...
23 خرداد 1391