یه خبر... (خوب)و تشکر
اول سلام و ممنونم از مامانش و عمه سمیرا که برامون کامنت گذاشتن
بعد بگم که دیروز خیلی نگران بودم و از خداوند کمک خواستم و ایمان دارم که بچه هامون خدای بزرگی دارن که خیلی قبل ما به فکر اونها هست.
دیشب از بابایی خواهش کردم دو مهد که پیدا کردم و یکیش همینی هست که به مهد راه نو واگذار شده برم از نظر مسافت بسنجم و بابایی زحمت کشید مارا برد و صبح هم رفتم با مدیرش حرف زدم. اما فکر کردم خیلی بچه را پر توقع بار میارن و آموزش های بیش از حد زیاد براشون خوب نیست کودکی نمی کنن . توی این سنین با بازی بچه ها ساخته میشن . اگه الان بازی نکنن در بزرگسالی با زندگیشون بازی می کنن. بچه باید در محیط ارام و شاد باشه تا خلاق بشه .
مهد دیگری را که پیدا کرده بودم شنیدم که او هم منحل شد . امروز سر کار فلج شده بودم اما ایمان داشتم درست میشه خدارا شکر مهدی پیدا کردم شبیه مهد راه نو و تا محل کارم 3دقیقه فاصله داره و تصمیم دارم شنبه دانیال را 1ساعت ببرم اونجا تا هم مربی ها و کارشون را ببینم و هم اینکه ببینم گل پسرم دوستش داره یا نه . امیدوارم همه چیز که به صلاحش هست پیش بیاد.
پسر نازم ایمان دارم روی دستان خداوند هستی و خیلی خوب تر از من و پدر از تو نگهداری می کنه امیدوارم ما پرورش دهندگان خوبی برای تو فرشته اسمونی باشیم. همه تلاشمون را می کنیم .
اگه میگم مولود زیاد خوب نیست و پر توقع میشی برای اینه که از حالا تو 3زبان یادبگیری و سخت اموزش بگیری در بزرگسالی زده میشی و انگیزه ای برات نمی مونه تو باید بدونی و یاد بگیری اول انسان باشی و بدونی پدر و مادر برای تو و موفقیتت تلاش می کنن نه از هر راهی و به زور پول عزیز دلم این بعضی از دلایلم هست اما شادی سلامتی و ارامش و حس امنیت تو در حال حاضر مهم تر هست
دوست دارم عزیز دلم


یه خبر... (خوب)و تشکر
