بازی بخش مهمی از زندگی بچه ها: قسمت دوم
بازی برای کودکان عین زندگی است . کودکان میتوانند از طریق بازی با اسباببازیهایشان ، تجسمی از زندگی واقعی در ذهن خود بسازند . هدف بازی نه تنها باید شاد کردن کودکان باشد ، بلکه باید فعالیتهای مختلف که با اسباببازیهای خود انجام میدهند ، اعتماد به نفس لازم برای روبهرو شدن با شرایط و موقعیتهای آینده را به دست میآورند .آنها از طریق بازی با انواع جورچینها ، مکعبها ، مهرهها و سر هم کردنیها ، مهارتهای حرکتی دستها ، هماهنگی بین چشم و دست و قدرت تفکر خود را پرورش میدهند . زمانی که در حیاط با توپ بازی میکنند ، واگنهای خود ساختهشان را میکشند تاب میخورند ، الاکلنگ و سرسره سوار میشوند و طناببازی میکنند ، قدرت عضلات دست و پایشان را تقویت میکنند . آنها از طریق بازی با عروسکها ، ماشینها ، قطارها ، هواپیماها ، وسایل خانگی کوچک و ...نقشهای مختلف زندگی را فرا میگیرند و تصویری از وظایف افراد مختلف جامعه را در ذهن خود میپرورانند . والدین و مربیان باید بدانند که علاقه و اشتیاق کودکان به بازی ، نشانهی سلامت عقل و کنجکاوی آنهاست . کودکی که بازی ، بخشی از زندگی روزانهی او را تشکیل میدهد ، نسبت به کودک گوشهگیر و منزوی ، از اخلاق و رفتار فردی – اجتماعی مناسبتری برخوردار است .
مراحل مختلف رشد و بازی در کودکان
برای پرورش مهارتها و تواناییهای گوناگون کودکان و انتخاب نوع بازیهای مورد نیاز آنان باید به ویژگیهای رشد آنها توجه کرد . بدیهی است که با شناخت این خصوصیات میتوان بازیهایی برای کودکان طراحی کرد تا تاثیر بیشتری بر تقویت جسم و ذهن آنها داشته باشد . در این جا به بررسی مراحل رشد کودک و انواع بازیهای متناسب با سن آنها میپردازیم : (Sheridan , 1999)
در 24-18 ماهگی ، کودک از کشیدن و هل دادن چرخ دستی ، ماشین ، کالسکهی عروسکی یا حتی جعبهای چرخدار بسیار لذت میبرد . اگر او را روی سه چرخهی پای کوچکی بگذارید ، میتواند با فشار دادن پاهایش به زمین به خوبی حرکت کند . کودک در این مرحلهی سنی دوست دارد بازی خاصی را چندین باز تکرار کند . برای مثال ، با گذاشتن مکعبها بر روی یکدیگر ، ریختن آنها و چیدن مجدد آنها ، مدتها سرگرم میشود ، یا از مرتب کردن پازلهای درشت (5 تکهای) خیلی لذت میبرد . او ممکن است چندین بار آن را خراب و درست کند و از این کار خود خسته نشود . اگر مداد کلفت یا مداد شمعی به دست او بدهید ، قادر است با گرفتن آن در بین انگشتان سبابه و شست خود بر روی کاغذ خطی بکشد .در 18 ماهگی میتواند بهطور نمادین با اطرافیانش ارتباط برقرار کند و خواستهای خود را به آنها بفهماند . والدین نیز میتوانند از طریق کلمات و نشانههای قراردادی خود با کودکشان رابطه برقرار کنند . او میتواند با تکان دادن لیوانش (حتی لیوان خالیاش) به مادر یا پدرش بفهماند که تشنه است و آب میخواهد و پس از چند ثانیه به آب برسد . بزرگسالان نیز با استفاده از بازیهایی که با کودک انجام میدهند ، میتوانند آموزشهای خود را شروع کنند . برای مثال ، زمانی که مادر کودک را تاب میدهد ، او نیز شروع به پاسخ دادن به رفتارهای مادرش میکند . اگر تاب دادن خیلی با شدت صورت گیرد ، کودک گریه را سرخواهد داد و از این طریق به مادرش میفهماند که آهستهتر تاب بدهد . کودک هنگام تعاملات خود با اطرافیان پی به نکات جدیدی میبرد . برای مثال ، در بازی دالی موشک ، کودک یاد میگیرد که اشیا و افراد دور و برش چند لحظهای مخفی میشوند و سپس دوباره ظاهر میگردند . در 19 ماهگی میتوانند به صورت چهار دست و پا از پلهها بالا برود .
در 20 ماهگی از اسباببازیهایی که صدا دار ، رنگی و قابل جابهجا کردناند ، لذت میبرد . همچنین کودک از 18 ماهگی به بعد شروع به تولید صداهایی از دهان خود میکند . این صداها به صورت هدفمند و همآوا با کلمهی اصلی ادا میشوند . برای مثال : ماما (مامان) ، تو (توپ) ، دَ (دست) و ...
او در عین حال که بسیاری از گفتههای سایرین را میفهمد ، ولی به دلیل عدم رشد کافی اندامهای گویایی هنوز قادر به بیان کلمات و واژگان نیست .


بازی بخش مهمی از زندگی بچه ها: قسمت دوم
