بستن تبلیغات

رویای کودکی

رویای کودکی
**دنیای من خیالیه،به چه قشنگ و عالیه، توش پر شور و شادیه، از غم و غصه خالیه.**

**الهی! آرامش درونم را سپاس،شادی جسم و روحم را سپاس، فراونی روزیم را سپاس، عشق بدون قید و شرطم را سپاس،دوستان خوبم خانواده خوبم کارم و لحظه لحظه زندگیم را سپاس، سلامت جسم و جانم را سپاس.

**الهی! از صمیم قلب برای همه روزی فراوان، سلامتی، آرامش می طلبم.

**الهی!هم اکنون از راههای بسیار رضایت بخش و هماهنگ انجام امورم را به دستان پر قدرت الهی می سپارم.



[موضوع : ]
[ دوشنبه 21 اسفند 1391 ] [ 13:41 ] [ مامان وانیا ]

دیشب که داشتیم با گل پسری میخوابیدیم بهش گفتم دانیال جونم بیا بخواب گفتم نمی دونی چه قدر دلم برات تنگ میشه . من فردا باید برم دانشگاه و زودی میام. نگاهش را به چشمام دوخت وبا نگاه پر غم  بغلم کرد و گفت: مامان نرو مامان ارامش منی دودوش منی .

بعد دست انداخت گردنم و تا صبح هم دستم را ول نمی کرد .

دلم هری ریخت پایین

قربون مهربونیت برم من

 



[موضوع : ]
[ شنبه 17 فروردين 1392 ] [ 12:03 ] [ مامان وانیا ]

اول از همه ارزو می کنم همه سال خوبی پیش رو داشته باشیم پر از شادی سلامتی ارامش موفقیت و بهترین روزی ها و فراوانی ها سال مار هست و میگن سال پوله امیدوارم جیب همه پر از پول باشه

 

ما امسال عید همش شمال شهر بند انزلی بدیم خیلی خیلی بهمون خوش گذشت خونمون 3خونه با دریا فاصله داشت این بود که شب  با صدای امواج میخوابیدیم و لذت می بردیم سیزده به در هم رفتیم نزدیک انزلی و ابکنار اینم عکسایی که گرفتیم البته بخشیش.

 

جای همه خالی

اسکله انزلی روز قبل سال نو

 

 

 

ساحل رضوان شهر دوروز قبل ازسال نو

 

 

 

روز دوم عید دانیال این 3 گل را برای من چید اورد و کلی بوسم کرد و کلی منم ذوق کردم

 

اینجا هم جنگلهای تالش هست که داشتیم میرفتیم استارا روز 6عید

 

اینم یه درخت قدیمی نزدیک ابکنار هست در روستای تره بر که معتقدن زیر این درخت گنج هست

 

سیزده به در بین انزلی و ابکنار

 

اینم یه مناره قدیمی در شهر انزلی هست که تاریخ ساختش به 1310 قمری بر میگرده

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 15 فروردين 1392 ] [ 16:32 ] [ مامان وانیا ]

عمه سبا دانیال براش زحمت کشیدن تولد گرفتن من و بابایی هم دانیال را بریم سرزمین عجایب و کلی بازی کرد و ذوق کرد و صورتشو نقاشی کرد و اومدیم خونه مامان جونش همه منظر بودن و اون شب کلی به گل پسرمون خوش گذشت

باز از عمه سبا ممنونیم که خاطره قشنگی برامون ساختن

 

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 15 فروردين 1392 ] [ 16:01 ] [ مامان وانیا ]

دو روز پیش عمه سبا از امریکا اومدن

خیلی خیلی همه خوشحال شدیم .

اما دانیال ما اول اصلا سبا را به عنوان یه عضو خانواده نمیدید یعنی به اسمش اشنا بود اما به تصویرش نه اما اونقدر عمه مهربونه وگل پسر من اجتماعی و خون گرم که زودی با هم دوست شدن.

 

سبا جان همیشه شاد و ارام و سلامت و موفق باشی

خوشحالم که عالی دیدمت

 

 

قلب از طرف دانیال

قلباز طرف مامان

قلباز طرف بابا



[موضوع : ]
[ دوشنبه 14 اسفند 1391 ] [ 9:32 ] [ مامان وانیا ]

دانیال یه شب خونه خاله مامان(خاله مریم ) دعوت بود از این لباس عماد خوشش اومد و خواست که تنش باشه تمام شب و از عینک شنا عمال هم همینطور :



[موضوع : ]
[ سه شنبه 24 بهمن 1391 ] [ 15:22 ] [ مامان وانیا ]

امروز هوا ابری و بارونی هست و حوصلمون داشت سر میرفت که به ذهن مامان رسید ابرنگ بازی کنیم .

وسایل را اماده کردیم با هم و دانیال گل پسر ما نقاشی کشید  .



[موضوع : ]
[ سه شنبه 24 بهمن 1391 ] [ 15:19 ] [ مامان وانیا ]

سلام در این هوای زمستانی در  فصل زمستان.

اومدیم سلامی بگیم و بریم تا مطلبی بیابیم و بنگاریم



[موضوع : ]
[ سه شنبه 24 بهمن 1391 ] [ 14:30 ] [ مامان وانیا ]

چند روز پیش دانیال اومد پیشم گفت: تو ارامشی . بیا بوست کنم. بغلش کردم گفتم قربونت برم تو ارامشی عزیزم. گفت نه تو ارامشی من دانیانم. (به خودم میگه دانیان) بعد کلی بوسم کرد حالا در روز خیلی بهم میگه بیا بغلت کنم ارامش.یه چیزی هم بگم خواننده ها بخندن. یه روز که دانیال گفت مامان ارامشی گفتم دانیال هم زلزله هست گفت نه مامان ارامشه بابا زلزله هست منم دانیانم.ههههههههههه

 

 

یاد مطلبی افتادم که خاله مونا توی وبلاگ صدارا خان جان نوشته . اره خاله مونا درسته



[موضوع : ]
[ جمعه 13 بهمن 1391 ] [ 19:20 ] [ مامان وانیا ]

دیروز بابایی و مامانی گل پسر را بردن باغ وحش ارم.

خیلی خیلی دانیال خوشش اومد و همش دنبال شیر و ببر میرفت که ببینه و فیل.

همه حیوونا را دوست داشت و لذت برد.

میگفت این چی میخوره بعضی هاشون را هم میدونست.

 

افرین پسرم که حیوونا را دوست داری راستی یه اهو را هم  نازی کرد

 

خیلی خیلی خوش گذشت بهمون



[موضوع : ]
[ سه شنبه 24 بهمن 1391 ] [ 15:20 ] [ مامان وانیا ]

دانیال و مامان و بابایی روز 4شنبه 13 دی ماه 91 به سمت اصفهان با اتوبوس حرکت کردن صبح 5شنبه ساعت 7رسیدن اصفهان. بعد از رفتن به خونه دوستشون و استراحت عصر  رفتن سی و سه پل و پل خواجو حالا توی چند تا عکس عجایب این پل را که به نام عروس پلهای جهان(پل خواجو)معروف هست را نشونتون میدم  روز جمعه هم به درشکه سواری در میدان نقش جهان و دیدن چهل ستون و چاه حاج میرزا گذشت روز شنبه هم به تخت پولاد مزار پدربزرگ دانیال سپری شد و شب به سمت تهران حرکت کردیم بسیار سفر خوبی بود و خیلی زیاد خوش گذشت

(دانیال و شیر سنگی در یک سمت پل خواجو) که نماد یکی از پهلوانان اصفهان بوده در دهان شیر رخ پهلوان دیده میشود. پشت شیر سکویی مشاهده میشود که در این قسمت زمانی که از اشراف و وزرا فوت می کردند و شستشو داده میشدند روی این سکو قرارداده میشدند.

این هم شیر دیگریست در سمت دیگر این پل و سنگتراش این مجسمه نماد پهلوانی را در روی پاها و بدنه شیر حکاکی کرده که مشاهده میشود.

یکی دیگر از عجایب این پل و معماری زیبای شیخ بهایی این شمع زیباست که زمانی که در زاویه ای خاص قرار میگیرید نقش شمعی را مشاهده میکنید در بین همه ستونها قرار دارد.

و دیگر اینکه از وسط عمارت به سمت راست سه طاق نورانی را زمانی که بدون پلک زدن مشاهده میکنید سه بعدی میبینید که نماد گنبد امام رضا تداعی می شود.

(این عکس بخشی از عمارت وسط این پل زیباست) شاه عباس به علت علاقه زیادی که به هنر داشته بالای این پل را نقش  فرش های ایرانی را دستور داده که کاشی کاری نمایند که همه تک هستند و از هر نقش یکی قرار دارد و پایین این ها نقش گبه و گلیم هایی که در ایران بافته میشده قرار دارد.

 باید گفت که این پل تشبیه عقابیست که در حال بال زدن هست که در حال حاضر سر این عقاب از بالای عمارت وسط پل برداشته شده است .

تمام سنگ های تراشیده شده و استفاده شده در این پل و جاهای دیگر دارای امضا هست که به تعداد انها به افراد سنگتراش مزد داده میشده و اگر سنگی اشکالی میداشته به همان سنگتراش مراجعه میکردند......

شاه عباس بعلت تعصبی که به زنانش داشته دستور داده بوده که تونل زیر زمینی از عمارت عالی قاپو در میدان نقش جهان تا پل خواجو بسازند که زنانش را برای تفریح از این راه به سی و سه پل و پل خواجو بیاورد. زنان از سی وسه پل که سربازان سد بند ها را بسته و روی بستر اب شمع روشن می کردند و زنان قایق سواری می کردند و وقتی به پل خواجو میرسیدند نیم بند های سد را باز می کردند که از روی پله ها مثل آبشار تداعی شود و زنان از این مناظر لذت ببرند.

در میان طاقهای این پل اگر بصورت ضرب دری بایسید در گوشه ای و سمت دیگر شخص دیگری سخن بگوید انعکاس صدای فرد را خواهید شنید . از این روش هم برای این استفاده میشده که از سمتی از پل که شاع عباس در حال ورود بوده سربازی وسط این طاق می ایستاده و میگفته شاه وارد میشوند و سمت دیگر بعلت انعکاس می شنیدند و همه در حال احترام می ایستادند.

بالای پل راهرویی با سقف های کوتاه در دو طرف پل قرار دارد که زمانی که شاه عباس مهمان داشته یا برای خوشگذرانی در تابستان به عمارت وسط این پل میرفته خدمه و افرادی که برای دیدن شاه می اید از این درگاه ها میبایست عبور می کرده و زیر هر سقف می بایست سر خم می کرده که نماد تعظیم به مقام شاه بوده.

 

دست مریزاد به هنر و عمل ایرانی بلاخص شیخ بهایی

 

درود بر ایران و ایرانی



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 20 دی 1391 ] [ 17:35 ] [ مامان وانیا ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 27 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

زندگی را با تلاش ، پاکی،آرامش و عشق بدون قید و شرط پیش بردم تا اینکه با همسر و همراه زندگیم هم مسیر شدیم و پیمان بستیم که موهبت های الهی را در زندگی افزون کنیم و لذت ببریم تا این شد که یکی از بهترین و زیبا ترین و ارزشمند ترین هدیه های الهی را خدای عزیزم به ما هدیه داد و او با ورودش زندگی را غرق نور و شادی و هیجان و انرژی و حرکت کرد و مارا به عنوان بهترین نام پدر و مادر برگزید.
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 173
بازدید دیروز : 54
بازدید هفته گذشته : 449
کل بازدید : 47433
امکانات وب
تماس با ما