رویای کودکی
**دنیای من خیالیه،به چه قشنگ و عالیه، توش پر شور و شادیه، از غم و غصه خالیه.**
قالب وبلاگ

**الهی! آرامش درونم را سپاس،شادی جسم و روحم را سپاس، فراونی روزیم را سپاس، عشق بدون قید و شرطم را سپاس،دوستان خوبم خانواده خوبم کارم و لحظه لحظه زندگیم را سپاس، سلامت جسم و جانم را سپاس.

**الهی! از صمیم قلب برای همه روزی فراوان، سلامتی، آرامش می طلبم.

**الهی!هم اکنون از راههای بسیار رضایت بخش و هماهنگ انجام امورم را به دستان پر قدرت الهی می سپارم.

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 15 آبان 1393 ] [ 10:40 ] [ مامان وانیا ]

کم کم پاییز داره کوله بارش را جمع می کنه و جای خودشو به زیبایی و سپیدی زمستون میده که نوید عشق و زایش و نو شدن هست.

پسر نازنینم صدای پای زمستون را میشنوی؟

صداش را با شب یلدا به گوشمون میرسونه. بلند ترین شب سال که همه دور هم جمع میشیم و از خاطرات خوب و شیرین و قشنگ و به یادموندنی صحبت می کنیم. قصه های قدیمی گوش میکنیم . اجیل و هندونه و انار یلدا می خوریم و فال می گیریم.

 

یلدات مبارک عزیز نازم

 



[موضوع : ]
[ دوشنبه 24 آذر 1393 ] [ 13:34 ] [ مامان وانیا ]

پسر زیبای من خیلی به موسقی علاقه داره بعد از اینکه 1 ترم در موسسه پارت رفت که خیلی هم خوب بود ولی بخاطر مسیر دورش دیگه نشد اونجا بره و از اونجایی که همش پیگیری می کرد که کی میره دوباره موسیقی بزنه .

خیلی خیلی خوشحالم که موسسه نی زار را پیدا کردم براش که زیر نظر پسر استاد عندلیبی هست و امید وارم روزی موسیقی دان بزرگی بشی .

موسیقی را از آن جهت برات دوست دارم که میتونی از خیلی مسایلی که در روزمره ممکنه برات اتفاق بیوفته و بخوای گریز بزنی میتونی به موسیقی پناه ببری .

 

 

دوست دارم موسیقی دان کوچکم

 

منتظرم روز تولدم یه اهنگ زیبا بزنی برام
 



[موضوع : ]
[ شنبه 8 آذر 1393 ] [ 13:26 ] [ مامان وانیا ]

کودکم ، عزیزکم ، بزرگ مرد کوچکم

هر روز شاهد بزرگ شدنت ، رشدت و پویاییت هستم . خدای را شاکرم که این هدیه عظیم را به من ارزانی داشته هر لحظه قدردانی کنم باز هم کم است.

نازنینکم،عاقلانه رفتار کردنت را به خود می بالم . با جسم و ذهن کودکی 4ساله ات خوب مسائل را درک می کنی و همراه میشوی این مهم مرا بیشتر مصمم تر و محکم تر می کند تا گام بردارم.

امیدوارم روزهای بسیار شاد و ارام و رو به تعالی را بگذرانیم؛ چرا که همیشه ارزویم این بوده است که می بایستی به سوی تعالی که همانا منبع لایزال است گام برداریم و به ارامش و شادی واقعی دست یابیم.

 

دوستت دارم و به وجودت افتخار میکنم.

از خداوند می طلبم که توانی ارزانیم دارد تا بتوانم برای بزرگ مرد کوچکم در راه پرورش و شکوفاییت خوش بدرخشم.

 

مامان لیلی م (به قول دانیال)محبت



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 15 آبان 1393 ] [ 10:32 ] [ مامان وانیا ]

سلام سلام

پسر نازنینم قبل از هر چیز از اینکه شروع به نوشتن کنم عذر می خوام که دیر وبلاگتو می نویسم یا انیکه عکس ها را دیر منتقل می کنم.

29 روزشده که فصل پاییز و ماه زیبای مهر شروع شده و امروز هوا بارونی هست که من خیلی عاشق این فصل و زیبایی هاش هستم یقیین دارم تو نیز مثل من عاشقش هستی. پاییز سرشار از رنگهای زیبا و خداوند تابلویی زیبا را برای ما به رایگان به نمایش گذاشته  تو هم لذت ببر مثل من ....

زیبا ترین اتفاقات را برات ارزو می کنم در این فصل بی نظیر

 

پسر نازنینم بزرگ مرد کوچک

بوجودت افتخار می کنم و برای داشتن تو هر لحظه از خداوند شاکرم .

خداجونم شکرت

دوست دارم محبتمحبتمحبت



[موضوع : ]
[ سه شنبه 29 مهر 1393 ] [ 8:47 ] [ مامان وانیا ]

عید قربان مبارک

خدایا ابراهیم فرزندش اسماعیل را قربانی کرد . شاید بتوانم بگویم ذره ای می توانم این احساس را درک کنم . خدایا شاکرم که فرزند زیبایم را به من هدیه کرده ای برای رشد و پرورشش کمکم کن  تا انسانی بزرگ پرورش دهم.

دانیال عزیزم . بزرگ مرد کوجکم دوست دارم  و به داشتنت ثروتمند ترینم. خدایا شکر

خدایا

خدایا

خدایا

 

 

 

 



[موضوع : ]
[ شنبه 12 مهر 1393 ] [ 18:50 ] [ مامان وانیا ]

روز شنبه 22شهریور گل پسر نازم اولین تجربه رفتن ب سینما را در زندگیش تجربه کرد با فیلم زیبای شهر موشها.

بسبار خوشش اومد هرچند گاهی خسته میشد ولی در انتها راضی بود و اینکه محبوب من با تیاتر بهتر ارتباط گرفت و بداش قابل لمس لور . 

نازنینم ارزو میکنم در صحنه واقعی زندگی بهترین هنرمند باشی میایستم و بدات دست میزنم و ب وجودت افتخار میکنم

 

دوست دارم

مامان لیلی



[موضوع : ]
[ سه شنبه 25 شهريور 1393 ] [ 11:15 ] [ مامان وانیا ]

گل پسر من  امسال تابستون کلاس موسیقی رفت.

تیاتر کلوچه دارجینی رادرفت دید ک خیلی زیاد خوشش اوند و چندین روز ازش سوال میکرد و خودشو جای شخصیت هاش میذاشت.

ب موزه داراباد رفت و حیوونای زیادیدرا دید و کلی بداش جذاب بود و ب خرگوشا چوب شور داد. خیلی اونجا براش جتلب بود.

 

توی باغ بابا جون هر هفته حشره و حیوونای جالب پیداکزد و کلی بازی کرد حتی پوست انداختن  نوعی ملخ را دید.

خلاصه تابستون خیلی خوب و آموزنده ای را سپری کرد بهمراه کلی باطی و اموزش

بزرگ مرد کوچکم همیشه دنبال سوالهای زندگیت باش تا ب اگاهی برسی

دوست دارم دانشمند کوچکم



[موضوع : ]
[ سه شنبه 25 شهريور 1393 ] [ 1:10 ] [ مامان وانیا ]

این هفته که رفتیم کلاس موسیقی خیلی بهت افتخار کردم گل مامان.

تنها هنرجویی که تمرین کرده بود و خوب یاد گرفته بود تو بودی که کیاناجون(معلمت)خیلی تشویق کرده بود و یه ستاره قشنگ هم روی بلزت چسبونده بود.

افرین پسر نازم بهت افتخار میکنم . تو بهترین اهنگ را میزنی که روح وجانم زنده میشه

محبتمحبتبوسبوس



[موضوع : ]
[ دوشنبه 16 تير 1393 ] [ 15:13 ] [ مامان وانیا ]


۴ تا ۵ ساله‌ها

درس‌ها

حال که کودکتان به تنهایی هماهنگی لازمه را برای یادگیری شنا دارد، می‌توانید او را در کلاس‌های رسمی شنا ثبت نام کنید. اگر خیلی ماندن در آب را تجربه نکرده است، به دنبال برنامه‌ای باشید که با آب آشنا شود و در آب احساس راحتی کند. می‌توانید جلسهٔ اول همراه او بروید تا راحت‌تر با آن کنار بیاید. او باید بتواند یاد بگیرد که چطور بدون کمک روی آب کم عمق شناور شود، سرش را ۵ تا ۱۰ ثانیه زیر آب نگه دارد و حرکت دست و پا‌هایش را هماهنگ کند. همچنین علاوه بر مهارت‌های شنا، باید نکات ایمنی در آب را نیز بیاموزد.

ایمنی

  •  با اینکه لازم نیست کودکتان را با دست روی آب نگه دارید، اما شما یا مربی باید بر او نظارت کنید و نزدیک او باشید.
  •  صبور باشید. کودک شما ممکن است یک روز مثل ماهی باشد و روز دیگر از آب بترسد. تا زمانی که آمادگی ندارد او را مجبور به انجام کاری نکنید.
  •  در استخر شما مناطق کم عمق و عمیق حتماً باید مشخص شده باشند و یک خط نجات که دو طرف را از هم جدا کنند.
  •  حتی در صورت حضور غریق نجات، هرگز تصور نکنید که حواس یک فرد بزرگسال دیگر به او هست.
  •  بعضی از بچه‌ها از اینکه صورتشان خیس شود، متنفرند. در خانه با او تمربن کنید و او را تشویق کنید که سرش را زیر دوش بگیرد.


[موضوع : ]
[ يکشنبه 8 تير 1393 ] [ 13:06 ] [ مامان وانیا ]



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 7 خرداد 1393 ] [ 11:08 ] [ مامان وانیا ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 34 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی را با تلاش ، پاکی،آرامش و عشق بدون قید و شرط پیش بردم تا اینکه با همسر و همراه زندگیم هم مسیر شدیم و پیمان بستیم که موهبت های الهی را در زندگی افزون کنیم و لذت ببریم تا این شد که یکی از بهترین و زیبا ترین و ارزشمند ترین هدیه های الهی را خدای عزیزم به ما هدیه داد و او با ورودش زندگی را غرق نور و شادی و هیجان و انرژی و حرکت کرد و مارا به عنوان بهترین نام پدر و مادر برگزید.
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 18
بازدید دیروز : 82
بازدید هفته گذشته : 382
کل بازدید : 98432
امکانات وب
تماس با ما